جمع صمیمی هر دیدگاه سیاسی....
ولایت فقیه آنقدر موضوع روشنی است که با کوچکترین بررسی می توان به حقانیت آن پی برد . با این وجود دلیل دیگری بر آن ارائه می کنم . در نهجالبلاغه از کلام حضرت به کمیلبن زیاد نخعی: کمیل گوید: أمیرالمؤمنین علیه السّلام دستم را گرفت و مرا به بیابان برد. سپس نفسی عمیق برآورد و فرمود: «ای کمیل! این دلها ظرفهائی هستند که بهترین آنها پر ظرفیّتترین آنها است؛ پس آنچه گویم حفظ نما. مردم بر سه دستهاند: عالم ربّانی، متعلّم در راه نجات، و دسته سوّم پشّههائی که در فضا پراکندهاند و با صدای هر بانگ زنندهای از جای خود بجنبند و به دنبال آن روند، و در مسیر هر بادی حرکت میکنند، زیرا از نور علم ، روشنی نگرفته و به پایهای استوار پناه نبردهاند. ای کمیل! علم بهتر از مال است. علم تو را نگه داشته و تو باید مال را نگهدار باشی. مال با انفاق کم شود، و علم با انفاق نموّ کند. و آنچه که در اثر مال بدست آمده با از دست دادن آن نیز از دست خواهد رفت. ای کمیل! علم مرامی است پسندیده که مردم از آن اطاعت میکند، بوسیله آن انسان در زندگی کسب اطاعت کرده، و پس از مرگ نام نیکی بدست میآورد. علم حاکم و مال محکوم علیه است. ای کمیل! ثروتمندان در زندگی خود در هلاکتاند و علماء تا جهان باقی است، بقاء دارند. پیکرشان در زیر خاک پنهان ولی آثارشان در دلها موجود است. سپس آهی کشید (اشاره به سینه خود نمود) و ادامه داد: در اینجا علم بیحدّ انباشته شده، ای کاش میتوانستم کسی را که شایستگی تحمّل و آموزش آنرا داشته باشد بیابم. بلی کسانی را مییابم که یا مورد اعتماد نبوده و دین را وسیله راحتی در دنیا قرار دادهاند، و به نعمتهای الهی بر بندگان خدا فخر میفروشند، و با حجّتهای الهی بر اولیای او بزرگی میکنند. یا اینکه مطیع حاملان حقّ اند، ولی خود بصیرتی ندارند و با کمترین شبههای در آنها شکّ ایجاد میشود، که نه این و نه آن قابلیّت تحمّل علوم را ندارند. یا در لذائذ فرو رفته و به راحتی لجام خود را به دست شهوت سپردهاند و یا سرگرم جمع و اندوختن ثروت ناچیز دنیا هستند. و این دو دسته در هیچ امری رعایت این را نمینمایند. شبیهترین چیزها به اینان، چهار پایان چرندهاند. و اینچنین است که علم میمیرد به مردن حاملان علم. ولی زمین از کسی که با حجّت برای خدا قیام کند خالی نخواهد ماند که یا ظاهر و مشهور است یا خائف و گمنام. تا حُجَجَ الهی باطل نگشته و بیّنههای خداوند از بین نروند. و چقدر کماند اینان، و کجایند آنها؟ اینان بخدا قسم از نظر تعداد در اقلیّت، و از نظر مقام در بزرگترین درجهاند. خداوند بوسیله آنها حجّتها و بیّنات خود را حفظ میکند تا آنها را به افرادی نظیر و مانند خود بودیعه نهند. و در دل همانند خود کشت نمایند. علم و دانش حقیقی از روی بصیرت بر آنها هجوم آورده است، و به آرامش یقین دست یافتهاند؛ و آنچه را که نازپروردگان دشوار میدانند ایشان سهل و آسان میشمرند. و به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند انس گرفتهاند، بدنهایشان در این دنیا؛ ولی ارواحشان در ملکوت أعلی سیر میکند و اینانند خلفاء خداوند در زمین، و دعوت کنندگان به دین او. آه، آه، که چقدر مشتاق دیدارشان هستم. سپس حضرت فرمود: دیگر صحبتی نیست، اگر میخواهی برو» در مورد حدیث، از بحث پیرامون آن بینیازیم. خصوصاً با کثرت طرق آن به حدّی که میتوان آنرا مستفیض نامید. مضافاً به اینکه محتوای آن با آن معانی بدیع و حقائق عالی و دقائق لطیف بر قلب کسی جز معدن ولایت و شاخه امامت صلوات الله علیه خطور نتواند کرد. اما سخنی با خانم سارا و بقیه دوستان خانم سارا مدعی شده اند دیگر دراین وبلاگ سخنی نخواهند گفت و به قول خودشان میدان را برای ما اصولگراها خالی کرده اند . پس چه شد آن پاسخگویی های مو به مو و نکته به نکته . ما که در این مدت هیچ پاسخ مستند و مستدلی از شما ندیدیم . تصور من این بود که عده ای می خواهند مباحثه علمی کنند . من هم با خود گفتم خوب است تجربیات و مطالعات سالیان طولانی خود را اینجا عرضه کنم و با هم مباحثه کنیم . شروط و مقرراتی را گفتم و تاکید کردم فقط مباحثه علمی و نظریات فکری . اما ادامه این روند به گونه ای شد که نمی توانستم امیدی به نتیجه آن داشته باشم با این حال به مباحثه ادامه دادم . گمانم این بود که ما گروهی مسلمانیم که با این مباحث می توانیم به راه روشن حقیقت برسیم . نه اینکه مصداق این آیه باشیم که : « قل یا ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون » اما ام الجاهلون خطاب شدیم . آیا بهتر است ما ( ام الجاهلون ) به عبادت بتهای خودمان مشغول باشیم و شما نیز به عبادت بتهای خودتان ؟؟!! قلب و زبانی که جز به فحاشی باز نمی شود و جز کینه پاکان و صالحان در آن یافت نمی شود، آیا امیدی به اصلاح آن هست ؟ شیخ فضل الله نوری که مخالف مشروطه ی صرف بود و بر روی مشروطه ی مشروعه پافشاری می کرد، موافق سلطنت معرفی می شود. در خصوص رهبر عظیم الشان انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای و سید حسن نصرالله، علامه حسن زاده آملی ، آیت الله سیستانی و امثالهم ( که شما هیچکدام را قبول ندارید ) چنان بغض و کینه ای در دل دارید که گویی جنگ شما به زمان هابیل و قابیل باز می گردد . من هم حرف دیگری بلد نیستم . هر چه می دانم از این بزرگواران است . از نظر من امام خمینی و حضرت آیت الله خامنه ای ، فراتر از زمان و مکان و جامعه ی معین بوده و متعلق به کل بشریتند و بلکه با ابدیت قرین هستند ، و آثار وجودیشان گسترده تر و پاینده تر و والاتر از روزگار ماست . من نمی گویم که آن عالی جناب هست پیغمبر ، ولی دارد کتاب آثار امام خمینی جامع اسرار عرفان و آرام بخش دلها و خاطرهاست . اما چه کنیم که عده ای این مطلب را نمی فهمند . در خصوص این بزرگواران ، این شعر از ابن سینا را می توان بیان کرد : کفر چو منی ، گزاف و آسان نبود محکمتر از ایمان من ایمان نبود در دهر یکی چو من و آنهم کافر؟!! پس در همه دهر یک مسلمان نبود خانم شفیعی، بر عکس صحبتهای شما من معتقدم این مطالبی که سارا خانم مطرح می کنند، اصل مطلب نیست . اتفاقا اینها صحبتهای کوچه بازاری است که ما را از تعمق و تفکر در اصل مطلب باز می دارد . آیا همه چیز از ادعای یک تقلب بزرگ شروع شد؟ . آیا این جمله صحیح است ؟ خیر . باید برویم عقب تر همه چیز از ورود احمدی نژاد به رقابت انتخابات سال 84 شروع شد آیا این جمله صحیح است ؟ خیر . باید برویم عقب تر همه چیز از واقعه 11 سپتامبر شروع شد ( جورج بوش کوچک آنرا آغاز دوباره جنگهای صلیبی دانست ) آیا این جمله صحیح است ؟ خیر . باید برویم عقب تر همه چیز از ورود خاتمی به رقابت انتخابات سال 76 شروع شد آیا این جمله صحیح است ؟ خیر . باید برویم عقب تر همه چیز از وقوع انقلاب اسلامی ایران آغاز شد آیا این جمله صحیح است ؟ خیر . باید برویم عقب تر و اینبار باید خیلی عقب تر برویم . همه چیز از ظهور دین مبین اسلام آغاز شد و در آنجا به اوج خود رسید که خداوند فرمود ( امروز کافران مأیوس شدند . ) و این آغاز جنگی بزرگ و ناتمام بین اسلام و کفر بود . آیا ما با هم در جنگیم ؟ 
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


