وبلاگ گروهی گفتگوی سیاسی

جمع صمیمی هر دیدگاه سیاسی....


بسم الله الرحمن الرحیم

با وجود اینکه قصد نداشتم وارد اینگونه مباحث شوم و فقط به موضوع از جنبه علمی و آکادمیک بپردازم اما مجبورم مطالبی را بیان کنم .

1- برای شیطان لشکرهای زیادی است، همچنان که برای خداوند لشکرهای متعدد است . یک مبارز فی سبیل الله اولین کاری که می کند باید سپاه دوست و دشمن را بشناسد . امام خمینی(ره) در کتاب شریف « شرح جنود عقل و جهل »  به تفسیر حدیث نورانی  « جنود رحمان و شیطان » پرداخته است . بر اساس محتویات این کتاب ، جنود شیطان و رحمان در مملکت وجود انسان به مبارزه با هم می پردازند و هر کدام که بر دیگری غلبه کند این مبارزه را در بیرون نیز ادامه می دهد . مطالعه این کتاب ، که  کتابى عرفانى - اخلاقى مشتمل بر مباحث ارزشمند عرفان نظرى ، فلسفه اسلامى ، شرح احادیث ، انسان شناسى ، تفسیر همراه با نصایح اخلاقى مى باشد را به همه عزیزان توصیه می کنم.

اینکه مردم تمایلات نفسانی دارند حرف غریبی نیست . مسلّم است که به طرف خداوند رفتن سخت است و هرچه کار سخت تر باشد پاداش بالاتری هم دارد و همچنین به طرف شیطان رفتن راحت و سهل است . زیرا به طرف خداوند رفتن مانند پرواز است و به سمت شیطان رفتن مانند سقوط است . شما یک سنگ را که رها کنید به سمت پایین سقوط می کند . تمایلات انسانی حرکت به سمت سقوط دارند . این هم کار خداوند است که فقط کسانی که همت عالی دارند به کوه طور برسند . بله امر خداوند بزرگ است ، اما خصوصیات انسانی به گونه ای است که تمایل گناه در او قوی تر است . با توجه به قوانین نیوتن که در فیزیک خوانده ایم، برای غلبه بر سقوط باید به میزان نیروی جاذبه و در خلاف جهت آن نیرو وارد کنیم . در اینصورت به حالت توقف می رسیم و برای پرواز علاوه بر آن باید نیرویی را نیز برای اوج گرفتن وارد کنیم و این کار دشواری است . نفس انسان به حکم جاذبه های نفسانی نیرویی به انسان وارد می کند تا او را به سقوط بکشاند و برای پرواز و حرکت به سمت « طور قرب الهی » باید خلاف هوای نفس تلاش کنیم .

در پاسخ به این سوال که آیا عمل شیطان برتر از امر خداوند است ؟ می گویم : خیر خداوند برترین است . اما این اراده و اختیار از جانب حضرت باری تعالی به ما داده شده تا بین امر عظیم الهی و عمل حقیر شیطان هر کدام را خواستیم انتخاب کنیم . امر خداوند در خصوص فرشته ها که موجودات مجرد هستند و وسوسه در آنها راه ندارد و اختیار ندارند جلوه کرده است .

خداوند اینگونه خواسته تا انسان به اراده و اختیار خود ، تحت امر الهی قرار گیرد یا طبق وسوسه های شیطان عمل کند ، اما چون شیطان ضعیف است، تمایلات انسانی و هواهای نفسانی را نیز از جنود شیطان قرار داده تا ارزش مومنین در مبارزه با هوای نفس بالاتر برود . اما اولین شیطان، شیطان نفس است . لازم نیست که لشکر شیطان از بیرون به انسان حمله بیاورد بلکه بیشتر لشکر شیطان در درون انسان است  .

2- آیه 11 سوره سوره مائده ( که شما به اشتباه آیه 10 عنوان کرده اید ) دقیقاً موافق حرف من است . تفسیر آیه را از کتاب شریف المیزان نقل می کنم : « و معلوم است که غرض از نقل این قصه جز این نبوده که براى روشنگرى مؤمنین به آن استشهاد نموده و آن را پیش روى مؤمنین قرار داده، آویزه گوش آنان کند تا از آن عبرت گیرند، و هوشیار شده بدانند که اگر یهود و نصارا مبتلا شدند به آن بلاهایى که شدند، همه به خاطر این بود که میثاقى را که با خداى سبحان بسته بودند فراموش کردند، و آن میثاق این بود که تسلیم خداى تعالى باشند و دستوراتش را به سمع و طاعت تلقى کنند و لازمه این معنا آن بود که از مخالفت پروردگارشان بپرهیزند، و در امور دینیشان بر او توکل کنند، یعنى او را وکیل خویش بگیرند، در نتیجه اختیار نکنند مگر چیزى را که خداى تعالى برایشان اختیار کرده و ترک کنند هر چیزى را که خداى تعالى آن را براى آنان ناستوده دانسته و راه آن اسلام و این لوازمش همانا طریقه طاعت رسولان او است، کسى که بخواهد واقعاً تسلیم خداى تعالى باشد بجز این نمى‏شود که به رسولان او ایمان بیاورد، و دست از پیروى غیر خدا و رسولان او بردارد، دعوى هر کس که از راه مى‏رسد و مردم را به اطاعت و خضوع در برابر دستورات خویش مى‏خواند نپذیرد، در برابر جباران و طاغوتها و غیر آنان سر تسلیم فرود نیاورد، حتى از احبار و رهبان و یا از خاخامها و کشیشها هیچ سخنى را بدون دلیل قبول نکند، و خلاصه اینکه بداند که غیر از خداى تعالى و هر کس که خدا اطاعتش را واجب کرده باشد از احدى نباید اطاعت کند.

اما مع الاسف یهود و نصارا میثاق خدایى را پشت سر انداختند، و در نتیجه خداى تعالى آنان را از رحمت خود دور ساخت و به دنبال دور شدن از رحمت خدا دست به کارهاى جنایت آمیزى زدند و آن این بود که آیات کلام خدا را جابجا و تحریف کردند، و آن را به غیر آن معنایى که خداى تعالى اراده کرده بود تفسیر نمودند، و این باعث شد که بهره‏هایى از دین را از دست بدهند، و این بهره‏ها امورى بود که با از دست دادن آنها هر خیر و سعادتى را از دست دادند، و علاوه بر این، آن مقدار از دین هم که برایشان باقى مانده بود را فاسد ساخت، آرى دین احکامى غیر مربوط به هم نیست، مجموعه‏اى از معارف و احکامى است که همه به هم ارتباط دارند، بطورى که اگر بعضى از آنها فاسد شود فساد آن بعض باقیمانده را هم فاسد مى‏کند، مخصوصا احکامى که جنبه رکن و زیر بنا براى دین دارد، (ترجمه المیزان، ج‏5، ص: 388) .

3- اگر اهل حق ساکت نشستند و با سکوتشان گناه و انحراف را تأیید کردند، آنها هم شریک در جنایت هستند و به همین سبب خداوند همه را مجازات می کند ، اما اگر گروهی از مومنین تلاش کنند و با کفر و الحاد و انحراف مبارزه کنند ولی نتوانند به نتیجه برسند یقینا در این صورت خداوند همه را به کیفر گناهان عذاب نمی کند بلکه فقط گناهکاران را به عذاب مبتلا می کند . مانند گروه ابرهه و فرعونیان و قوم لوط و قوم صالح و بسیاری مثالهای دیگر که در قرآن ذکر شده که فقط کافران به عذاب دچار شدند .

4- به خاطر ندارم که گفته باشم شما مقرب تر هستید یا خودم . اما این موضوع باعث نمیشه تا حرف نزنم . چرا که « امر به معروف و نهی از منکر » یکی از واجبات دین مبین اسلام است . اگر همه همین حرف را بزنند و بگویند که: « شاید کسی را که می خواهم امر به معروف یا نهی از منکر کنم از من بهتر باشد » در این صورت دیگر جایگاهی برای این موضوع باقی نمی ماند و امر عبثی می شود . کما اینکه یکی از جمله هایی که بیشترین موارد کاربرد را نزد علما و عرفا و بزرگان دارد این است که « این بنده عاصی سراپا تقصیر » یعنی خودشان را سراسر گناه می دانند . بله ، امر به معروف و نهی از منکر مانند سایر واجبات مانند نماز و روزه و حج و غیره احکام و دستوراتی دارد که هر کس می خواهد نسبت به آن اقدام کند باید قبلا شرایط آن را یاد بگیرد .

امر به معروف یعنی بیان حکم الهی در واجبات و نهی از منکر یعنی بیان حکم الهی در محرمات . بنابراین کسی که می خواهد به این واجب عمل کند باید واجبات و محرمات را بشناسد .  به عبارت دیگر باید عالم به احکام باشد ، هرچند که عامل به آنها نباشد .

5- گفته اید این انقلاب با اتحاد احزاب و گروههای مختلف به پیروزی رسید. این بی پایه ترین و بی اساس ترین حرفی است که می توان در تبیین علل پیروزی انقلاب بیان کرد . یکی از راههای شناخت عوامل موثر و دخیل در پیروزی انقلاب، شعارهایی است که در جریان انقلاب مطرح شده است . همچنین خاطراتی که در این خصوص و اوضاع اول انقلاب نوشته شده است نیز می تواند کمک کند . آقای محمد قوچانی ( از روزنامه نگاران اصلاح طلب ) کتابی در این خصوص نوشته تحت عنوان « جمهوری مقدس » . خواندن لااقل 80 صفحه اول این کتاب را به شما توصیه می کنم . همچنین در خصوص شعارهای زمان انقلاب نیز لااقل دو کتاب مفصل نوشته شده است . هیچکدام از شعارها بوی جانبداری از گروههایی که شما نام بردید، ندارد . اما اینکه چرا امام خمینی(ره) به نخست وزیری بازرگان و ریاست جمهوری بنی صدر تن دادند ، در همان کتاب « جمهوری مقدس » اشاره شده است و به نظر من امام خمینی(ره) با اینکه می دانستند آنها منحرف هستند و صراحتاً نیز به این موضوع اشاره کردند که : « والله قسم من از ابتدا با نخست وزیری بازرگان مخالف بودم . والله قسم من با ریاست جمهوری بنی صدر مخالف بودم و به او رأی ندادم » اما ایشان با سعه صدر مهلت دادند تا آنها چهره واقعی خودشان را نشان بدهند و توسط مردم طرد شوند . و همین سیاست توسط مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای نیز  در خصوص افراد مختلف اعمال شد . اگر قبل از انتخابات صلاحیت موسوی رد می شد این ابهام برای همیشه باقی می ماند که موسوی چه اشکالی داشت . اما اینک اشکالات و معایب او نمایان شده .

6- اینکه گفته اید اگر مومنین در راه خدا پایدار بودند باید در راه  خود پایداری می کردند ، در این حرفتان دچار اشتباه فاحشی شده اید .  " مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِیلًا" احزاب / 23 ) ترجمه آیه از الهی قمشه ای: برخى از آن مؤمنان، بزرگ مردانى هستند که به عهد و پیمانى که با خدا بستند کاملا وفا کردند، پس برخى پیمان خویش گزاردند  و بر آن عهد ایستادگى کردند تا به راه خدا شهید شدند و برخى به انتظار فیض شهادت مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند .

آیه اشاره دارد که تنها بخش کوچکی از مومنین بر عهد و پیمان وفادار ماندند ( شهید شدند یا منتظر شهادت هستند ) . هر چند که در قرآن اشاره نشده اما مفهوم مخالف آیه است که عده زیادی بر عهد و پیمان خود باقی نماندند .

همانطور که در وبلاگ خودم اشاره کرده ملاک قبولی نمره 10 است یعنی اگر کسی 10 تا اشتباه داشته باشه باز هم قبوله و از دسته مومنین است . منتهی خداوند با آزمونها و ابتلائات متعدد کمک می کنه تا نمرات بالاتری در ایمان بدست آوریم . اما اگر کسی مردود شود خداوند او را در کفر خود رها می کند تا روز به روز بر کفر خود بیفزاید .

می گویید چرا امر و نهی کردن و خواهر و برادر گفتن تأثیر منفی گذاشت . خواهر عزیز، آیا شما تصور کردید ما از 124000 پیامبر خدا برتریم ؟ وقتی مردم حرف خدا و پیامبرانش را حتی با دیدن معجزات باور نکردند و ایمان نیاوردند و مانند قوم صالح و عاد و لوط و نوح و غیره راه انحراف را در پیش گرفتند ، چه توقعی دارید که حرف ما را گوش کنند . ما وظیفه داریم بگوییم ، دیگر به بقیه اش کاری نداریم .

 « ما مأمور به وظیفه ایم نه مأمور به نتیجه »

البته اگر نتیجه هم حاصل بشود خیلی بهتر است ، اما می دانیم که در بسیاری از موارد نتیجه بخش نخواهد بود .

درایام اربعین به مدت سه شب جمعی از دوستان از من دعوت کردند تا برایشان صحبت کنم . یکی از شبها را یکی از دوستان با موبایل صحبتهای مرا ضبط کرده و با توجه به اینکه موضوع صحبتهایم مزتبط با این موضوع است ، اگر توانستم این فایل صوتی را برایتان می فرستم تا گوش کنید .

7- اما در جایی گفته اید که من ، شما را شیطان خطاب کرده ام . هر چه متن را خواندم حمله مذکور را نیافتم . من گفتم کسانی که این الفاظ مبارک و مقدس را استهزاء می کردند از جنود و لشکر شیطان هستند . آیا شما این الفاظ زا استهزاء کرده اید ؟

امر به معروف و نهی از منکر و تولّی و تبرّی از فروع دین و واجبات شرع مقدس اسلام است . این وظایف را لازم نیست که کسی بر عهده ما بگذارد . این وظیفه مانند نماز و روزه واجب است . آیا سازمان یا حکومت به شما دستور داده تا نماز بخوانید ؟ یا اینکه به حکم خداوند این وظیفه برای شما تکلیف شده است ؟ به همین نحو امر به معروف و نهی از منکر و تولی و تبری نیز بر من و شما تکلیف شده است . متاسفانه موضوعات تولی و تبری نیز در جامعه مغفول مانده . یعنی در دوستیها و دشمنیهایمان تنها چیزی که برایمان اهمیت ندارد همین است . آیا در زیارت عاشورا نمی گوییم « اِنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم و حَربٌ لِمَن حارَبَکُم » آیا نشنیده این که « کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا » بنابراین باید بدانیم که ما در هر لحظه در حال جنگ با دشمنان خداوند هستیم و این باید برایمان یک شاخص باشد تا ابتدا دوستان و دشمنان خدا را بشناسیم و با دوستان خدا دوست باشیم و از دشمنان خدا بیزاری بجوییم . اگر درست متوجه نوشته های من در پست قبلی « اهل و نا اهل » شده باشید این نکته بدست می آید که مرزبندی های جغرافیایی بر اساس مرزبندی های شیطان شکل گرفته است . مرزبندی خداوند بر این اساس است که آیا فردی که در گروه ما است از دوستان خداوند است یا دشمنان او . انتساب به پیامبر بزرگ خداوند مانع از این نمی شود که او از اهل پیامبر خارج شود و اختلاف نژادی سلمان فارسی مانع از این نمی شود که او از اهل بیت پیامبر(ص) محسوب شود .

8- من کجا گفتم که در رحمت الهی بسته است . بر عکس من در شعری که نوشتم اشاره کرده که « صد بار اگر توبه شکستی باز آی » این یعنی در رحمت الهی همیشه باز است . اما این موضوع تا جایی استمرار دارد که عذاب الهی نازل نشده باشد . چنانکه نقل شده فرعون وقتی در رود نیل گرفتار شد و نزدیکی مرگ را حس کرد ، خواست توبه کند ولی خطاب به او گفته شد که دیگر زمان توبه گذشته است . زیرا لوازم توبه دیگر فراهم نیست . برای شناخت شرایط و لوازم  توبه رجوع کنید به نهج البلاغه امیر مومنان علی علیه السلام . یکی از شروط توبه امکان جبران آن است و هنگامی که عذاب نازل می شود دیگر امکان جبران توبه وجود ندارد و عملا توبه پذیرفته نیست هر چند در رحمت خداوند باز است .

9- اینکه می فرمایید ، من گفته ام که انتقاد از مقام معظم رهبری به معنی بی دینی است ، این یک مغلطه بزرگ است . آیا شعار « مرگ بر اصل ولایت فقیه » به منزله انتقاد از ایشان است . وقتی در قانون اساسی راهکار نظارت بر رهبری پیش بینی شده اغتشاش و آتش زدن اماکن دولتی و بانکها و امکانات عمومی و هرج و مرج چه مفهومی دارد؟ اینهمه در همه جا از ایشان انتقاد می شود . آقای هادی غفاری قبل از انتخابات ریاست جمهوری، زشت ترین توهین ها را در مجلسی که کروبی هم حضور داشت ، نسبت به رهبر عظیم الشان انقلاب روا داشتند ، آیا کسی به او چیزی گفت ؟

10- فرموده اید آمریکا و انگلیس و اسراییل و سایر کفار و افراد پلید ، به عنوان اینکه مدافع حقوق بشر هستند از فرقه سبزیها حمایت می کنند . این مضحک ترین استدلالی است که می توان برای حمایت غرب از سبزیها به عمل آورد . چطور شده جنایتکارها مدافع حقوق بشر شده اند ؟ آمریکایی که جنایاتش در گذشته و حال زبانزد تمام ملل جهان است، از ویتنام گرفته تا آفریقا و آمریکای لاتین و عراق و افغانستان و پاکستان و دیگر جاهایی که پای کثیف آنان باز شده . زندان ابوغریب را حتماً فراموش کردید که تصاویر آن به حدی رقت انگیز است که قلب هر سنگدلی را به درد می آورد .

آمار فاجعه انسانی عراق از اقدامات بشردوستانه و حقوق بشری آمریکاییان که اعلام شده و منتهی به کشته شدن بیش از یک میلیون نفر و آوارگی بیش از سه میلیون نفر شده و بیش از پانصد هزار زن و دختر روسپی عراقی تحویل اروپا و کشورهای آسیایی داده و چه جنایتهایی که زبان و قلم از بیان آن شرم دارد و میراث فرهنگی عراق به دست آمریکاییها و انگلیسیها به غارت رفته و این کشور به برکت حقوق بشر آمریکایی به جایی رسیده که بعد از پنجاه سال بازسازی ، باز هم به نقطه ی قبل از تهاجم آمریکا نخواهد رسید . اسراییل هم که سوای همه جنایات پیدا و پنهانش ، یک تروریست به تمام عیار دولتی است . رسما اعلام می کند در فلان کشور عملیات انجام دادیم و چند نفر را کشتیم و بعد لیست می دهد که این افراد را هم می خواهیم بکشیم . آنوقت اینها شده اند مدافع حقوق بشر ؟؟؟

امروز روزنامه ایران مصاحبه روزنامه لوموند را با امام خمینی(ره) در اردیبهشت 57 و در حالیکه امام خمینی(ره) در شهر نجف اشرف اقامت داشتند ، منتشر کرده است . این مطلب را بخوانید خیلی چیزها دستگیرتان می شود .( از اینترنت هم قابل دسترس است )

11- بحث معاویه و حضرت علی علیه السلام را مطرح کرده اید . مقدمه شما صحیح است ولی نتیجه گیری اشتباهی کرده اید . وقتی می گوییم « کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا » دقیقا به همین مفهوم است که ماجرای حقانیت علی و باطل بودن معاویه و حق بودن حسین بن علی و باطل بودن یزید تا قیامت جریان دارد و بین حق و باطل همیشه جنگ است و باید با توجه به واجبات دینمان مبنی بر « تولی و تبری » جبهه حق و باطل را بشناسیم تا در فتنه ها سر در گم نشویم . بله خیلی از افرادی که در جبهه یزید حضور داشتند قربه ً الی الله به سمت حسین بن علی تیر می انداختند و اموال آنها را غارت می کردند . اما اگر همانها کمی عقل داشتند و قدرت تجزیه و تحلیل داشتند شاید به نتیجه بهتری می رسیدند و شاید هم رسیده بودند ولی هواهای نفسانی چنان دست و پای آنان را بسته بود که نتوانستند به ندای حق لبیک بگویند .

شما با استدلالی که کرده اید می خواهید بگویید آمریکا و اسراییل و دیگر مشرکان و ملحدان، حق هستند ؛ و امام خمینی(ره) و حضرت آیت الله خامنه ای و بسیجیها و سپاهیها ، معاویه های این زمانه هستند . خب ایرادی ندارد، شما با شاخص ها و معیارهایی که داشته اید به این نتیجه رسیده اید . من هم دعا می کنم خداوند متعال در روز محشر کبری ، شما را با آنها محشور کند . اما من با شاخص هایی که داشتم ، جبهه حق و حقیقت را در سمت و سوی مولایم صاحب الزمان و نایبان آن حضرت ، یعنی امام خمینی(ره) و حضرت آیت الله خامنه ای یافته ام . و دعا می کنم خداوند مرا با اینان محشور نماید .

12- من هرگز مدعی نشدم که عقل کل هستم و محک و شاخص من برای همه لازم و تبعیت از آن واجب است و تنها در این محیطی که فراهم شده عقاید و دست آوردهایم را بیان می کنم . من اصل ولایت فقیه را ناشی از ولایت رسول الله می دانم و به آن مُتمسّک می شوم . اگر شما طرفدار امام خمینی(ره) هستید ایشان فرموده اند : « پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت شما نرسد » و نیز فرموده اند : « ولایت فقیه استمرار حرکت انبیاست » . بنابراین ولایت فقیه هرگز باطل و ناحق نخواهد بود و بلکه همواره حق مطلق خواهد بود .

13- اما در مورد سگ بازان و شرابخواران و زنان هرزه  ندانستم که چرا آنان اینگونه به وجد آمده اند و به طرفداری از فرقه سبزیها می پردازند . و در مورد کمک مالی آنان به سبزیها لازم نیست من دلیل بیاورم . خودشان علنا اعلام می کنند . ولی شما چقدر ساده اید که تصور کردید آن پول را به شما می دهند که با آن ویلا بخرید .  « بعضی از تصاویر حامیان فرقه سبزیها را ببینید »

در مورد آن آخوند فاسد ، خودتان در انتها گفتید که از طرف حکومت آمدند و او را گرفتند و بردند . حالا مخفیانه یا علنی . در هر صورت این گفته شما دلیل این است که حکومت موافق این اقدامات نبوده و با فرد فاسدی که از لباس روحانیت سوء استفاده کرده برخورد قانونی صورت گرفته است . آیا شما با این اقدامات مخالفید ؟

اما حادثه در متروی کرج که در سال 84 اتفاق افتاد و در طی آن یک جوان به دست یک مأمور نیروی انتظامی کشته شد ، مشابه هزاران موردی است که در سراسر جهان اتفاق می افتد اما چون معلوم شد مامور ، فردی روحانی بوده برای شما سوژه جالبی شده است . اما در نهایت این رأیی بوده که دستگاه قضایی برای آن صادر کرده است . آیا فردی را که از اتهامی تبرئه می شود باید باز هم مجازات کرد و از کار اخراج نمود ؟ اما گفته اید آن فرد روحانی ، امام جماعت سر کوچه شما بوده . این به چه معناست ؟ یعنی اینکه شما از کل پرونده او اطلاع داشته اید ؟ یا اینکه یک نسخه از پرونده ایشان در اختیار شماست ؟

14- مطالبی را به صورت استهزاء خطاب به بنده بیان کرده اید که احساس می کنم در قبال آن خاموشی بهتر است بنابراین پاسخی به استهزاء شما نمی دهم. همچنین مطالبی را در مورد رهبر عظیم الشان انقلاب بیان کرده اید که با توجه به اینکه شما را منبع موثقی برای نقل قول نمی دانم ، نمی توانم قبول کنم . اما علامه حسن زاده آملی در سخنان اخیرشان بیانات بسیار زیبا و مبسوطی را در حمایت از رهبری فرمودند که جای تأمل فراوان دارد . آیت الله سیستانی در ملاقاتش با آقای هاشمی رفسنجانی و همچنین نوه حضرت امام خمینی(ره) ، آنها را به اطاعت محض از مقام معظم رهبری سفارش کردند و حتی آقای هاشمی را سرزنش کرده اند که چرا نظراتی بر خلاف نظرات رهبری بیان می کنند . همچنین آیت الله جوادی آملی و آیت الله نوری همدانی و بسیاری از پاکان و بزرگان دیگر همگی بر حمایت از رهبر معظم انقلاب تأکید دارند . به زعم شما همه اینها جیره خوار حکومت و رهبری هستند . بنابراین اظهارات سخیف و بی ارزش شما در خصوص رهبر عظیم الشان انقلاب محلی از اعراب ندارد .

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢۱ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ توسط علی جوادی

نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت